ميرزا حسن حسينى فسايى

642

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

شيراز ، نزول اجلال فرمود ، بنه را به‌جا گذاشت و على قلى خان برادر خود را بر آن گماشت و چندين هزار سوار و پياده برداشت [ و ] روز ديگر در صحراى دينكان و انجيره ، دو فرسخ شمالى شيراز ، تشريف‌فرما گرديد و لطف على خان با بيست هزار نفر ، آن شهريار را تا نزديكى قريهء دينكان « 1 » كه نيم فرسخ به اردوى اعلا مانده بود ، استقبال نمود و مردان كارزار از هر دو جانب داد مردانگى داده ، سه چهار نفر از اواسط الناس از اردوى شهريار تاجدار قاجار ، رميده به اميرزاده لطف على خان پيوستند و به او گفتند دلير صف‌شكن و شير مردافكن اين اردو ، جعفر قلى خان سردار است كه ميمنه سپاه با اوست و شكست او باعث فتح شماست و لطف على خان كه دل گرگ و زور شير و چالاكى يوز داشت و هميشه در انتظار چنين معركه‌اى بود با دو هزار سوار خنجرگذار ، به عزم رزم جعفر قلى خان ، قلب لشكر قاجار را شكافته به ميمنهء سپاه ظفر شعار قاجار رسيد و جعفر قلى خان پاى مردى را فشرد و حضرت شهريارى جماعتى را از سپاه قلب به مدد برادر با جان برابر خود بسردارى محمد قلى خان قاجار روانه فرمود و بعد از رسيدن مدد ، ضعف سپاه ميمنه به قوت رسيد و سپاه لطف على خان ضعيف گرديد و محمد خان عموى لطف على خان از شمشير دليران قاجار ترسيده ، خود و اتباعش به جانب شولستان كه نشيمنگاه قبيلهء ممسنى كه اقوام مادرى او بودند شتافت « 2 » و فرار او باعث شكست تمامى سپاه فارس و زند گرديد و لطف على خان مانند نهنگ دريائى ، بعد از چندين‌بار غوطه در لشكر قاجار خود را به ساحل نجات رسانيد و از باغستان مسجد بردى كه ميانهء نيم فرسخ تا فرسخى شيراز است ، گذشت و مكثى نمود تا فراريان سپاه به او رسيدند ، پس سود از اين سفر را سلامتى دانسته ، وارد شيراز گرديد و در پس ديوار تحصن خزيد « 3 » و پادشاه قهار ، شهريار قاجار در صحراى كشن « 4 » و قبله نيم فرسخى شيراز ، سراپردهء افراسيابى برافراشت و تا هيجدهم ماه ذى حجه اين سال [ 1203 ] : شيراز را به محاصره داشت چون گشايش نديد ، گشودن قلعهء شيراز را به وقت ديگر انداخت و لواى جهانگشائى را به جانب طهران برافراخت . « 5 » و هم در اين سال [ 1203 ] فرخ فال : در بلدهء نوا « 6 » از توابع دماوند مازندران ، حضرت آفرينندهء دو جهان ، پنج نفر پسر به نواب مستطاب قمر ركاب اميرزاده اعظم فتح على خان مشهور به بابا خان برادرزادهء آزادهء سلطان گيتىستان آقا محمد خان عنايت و مكرمت فرمود : نخستين : نواب كامياب محمد على ميرزا از بطن مستورهء گرجيه در ماه ربيع دويم « 7 » ولادت يافت ، دويمين : نواب محمد قلى ميرزا در ماه رمضان « 8 » از بطن مخدره صبيه مرضيهء محمد خان قاجار خالوى حضرت

--> ( 1 ) . در ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 56 : ( در حوالى مسجد بردى ) ، در روضة الصفا ، ج 9 ، ص 223 ، نيز چنين است . ( 2 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 322 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 224 . ( 3 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 322 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 224 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 56 . ( 4 ) . در روضة الصفا ، ج 9 ، ص 224 : ( قشن مشهور به كشن كه يك طرف شهر شيراز است ) . در گيتىگشا ، ص 323 : ( كوشن ) و ر ك : فارسنامه ناصرى ، ج 2 ، حومه شيراز ( 5 ) . ر ك : گيتىگشا ، ص 323 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 225 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 56 . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 226 . ( 7 ) . ( در شب هفتم ربيع الثانى 1203 ) . روضة الصفا ، ج 9 ، ص 225 . ( 8 ) . ( در بيست و سيم شهر رمضان ) . روضة الصفا ، ج 9 ، ص 225 .